چگونه با مهندسی کردن آمارها، مدیران را فریب می‌دهند؟

0

آیا برای شما هم اتفاق افتاده است که یک موضوع را کسی برایتان تعریف کرده است و کاملاً درست و منطقی به نظرتان آمده است ولی پس از گذشت یک مدت متوجه شده باشید که مسئله کاملاً خلاف واقع بوده است؟ این موضوع را با چند مثال شرح می‌دهم:

 

مثال اول

یکی از کارکنان واحد اداری سازمان به شما می‌گوید کارکنان سازمان در ماه جاری بیشترین میزان تأخیر در ورود را داشته‌اند و ۳ نفر را نام می‌برند که هر کدام در ماه مجموعاً حدود ۴ ساعت تأخیر داشته‌اند.

در نگاه اول باید بپذیریم که تاخیرها زیاد بوده است، ولی آیا این افراد معرف کل سازمان هستند؟ اگر یک میانگین بگیریم میزان تأخیر افراد چقدر خواهد بود؟
این یک مثال ساده بود از اینکه ذهن چقدر راحت ممکن است دچار خطا شود.

و از نظر من تنها راهکار اجتناب از این موارد این است که روش صحیح تفکر را بدانیم.

در همین مثال بالا اگر یک میانگین بگیریم خواهیم دید که بسیاری از افراد سازمان هیچ تاخیری نداشته‌اند و البته برخی هم میزانی تأخیر داشته‌اند پس نمی‌توان مشکل تأخیر را به همه افراد سازمان تعمیم داد.

روش صحیح تفکر در این بخش در یک نکته خلاصه می‌شود: نمونه آماری.

همه ما شنیده‌ایم که مشت نمونه خروار است و این همان مفهوم نمونه آماری است ولی باید توجه کنیم هم مشتی نمونه هر خرواری نیست!!!

یعنی ۳ نفر که بیشترین تأخیر را داشته‌اند معرف کل سازمان نیستند.

 

مثال دوم

واحد برنامه ریزی یک سازمان اعلام می‌کند میانگین فروش پرسنل واحد فروش این سازمان در ماه گذشته ۲۵۰ میلیون تومان بوده است.

آیا این عدد می‌تواند گمراه کننده باشد؟ بله.

ممکن است در بین این افراد فردی باشد که چندین برابر این مبلغ فروش داشته است و فردی هم باشد یک دهم این مبلغ فروش داشته است.

ایراد میانگین این است که این موارد را دقیق نشان نمی‌دهد و در اصطلاح، تر و خشک با هم می‌سوزند!!!

باز هم راهکار اجتناب از این مشکل استفاده از شاخص‌های درست آماری است که بخشی از روش درست اندیشیدن است.

 

مثال سوم

یک موسسه معتبر در یک نظرسنجی اینترنتی گسترده اقدام به جمع آوری اطلاعات حقوق دریافتی پرسنل سازمان‌های مختلف در سمت‌های مختلف می‌کند و این اعداد را منتشر می‌کند.

با یک نگاه متوجه خواهیم شد برخی موارد با حقیقت متفاوت است. چرا؟

دلایل مختلفی می‌تواند موجود باشد.

۱. تهیه این آمار از طریق اینترنت بوده است ولی همه افراد تسلط به اینترنت و رایانه ندارند و اصلاً ممکن است از وجود این نظرسنجی ناآگاه باشند.

۲. بسیاری از افراد تمایلی به اظهار حقوق دریافتی خودشان ندارند و برخی از افراد هم دوست دارند در این رابطه اغراق کنند و خودشان را مهم جلوه بدهند.

۳. زمان پاسخگویی افراد متفاوت است. برخی صبح اول وقت که انرژی دارند در این نظرسنجی شرکت می‌کنند و ممکن است افرادی در ساعت پایانی روز و قبل از خواب با کمترین دقت و تمرکز این فرم را پر کنند.

با این مثال‌ها تلاش کردم نشان دهم که اگر در یک گزارش آماری نمونه اشتباه انتخاب شود (سهواً یا عمداً) چقدر ممکن است آمارها گمراه کننده باشد.

اگر مدیر هستید با دانستن این مطالب، دیگر هیچ فردی اعم از مشتریان بیرون سازمانی، مشاوران و یا حتی کارکنان نمی‌تواند گزارشی را مهندسی شده و با سوء گیری برای رسیدن به نتیجه خاصی به شما ارائه کند.

 

این مقدمه‌ای بود از یک دوره کامل روش تفکر مختص مدیران …

مجموعه‌ای از نوشته‌ها در این موضوع را تدارک دیده‌ایم که روش صحیح تفکر را آموزش بدهیم. بعد از مطالعه این مجموعه آموزش‌ها قادر خواهید بود اگر فردی بخواهد شما را فریب دهد به راحتی مچ این فرد را بگیرید.

و یا اگر فردی یا شرکتی قصد داشت با تبلیغات توخالی و با فریب خدمات و محصولاتش را به شما و سازمان شما ارائه کند به سرعت آن را کشف کنید.

 

برای اینکه آموزش‌های بعدی ما در زمینه "روش صحیح تفکر مدیران" برای شما ارسال شود،

 

به امید خدا و در حد توان می‌خواهیم جلوی کلاهبرداران را بگیریم. لطفاً در این مسیر ما را همراهی و حمایت کنید.

 

 

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.